ANTILOVE

برای دل تنهای خودم مینویسم... هیچ مخاطب خاصی ندارد

ANTILOVE

برای دل تنهای خودم مینویسم... هیچ مخاطب خاصی ندارد

شعری از فریدون مشیری....

در شهر زشت ما،  اینجا که فکر کوته و دیواره‌ی بلند
افکنده سایه بر سر و بر سرنوشت ما!  من سال‌های سال
در حسرت شنیدن یک نغمه‌ی نشاط،
در آرزوی دیدن یک شاخسار سبز،
یک چشمه، یک درخت،
یک باغ پرشکوفه، یک آسمان صاف،
در دود و خاک و آجر و آهن دویده‌ام!

................................................................. *    
فریدون مشیری   *


نظرات 5 + ارسال نظر
ایلیا سه‌شنبه 2 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 01:57 ب.ظ http://ghalbezakhmi.blogsky.com

زندگی در گذر زمان ...
من در امتداد خط نگاهت ...
دویدن زمان برای پیوستن به تاریخ
دویدن من برای رسیدن به اوج چشمانت
زمان همیشه به تاریخ پیوست !
افسوس که من
پشت خط شروع هنوز
در جا می زنم!!

خیلی قشنگ بود.... ممنونم که سر میزنی

سپــهــر سه‌شنبه 2 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 02:41 ب.ظ http://greendream.blogsky.com/



چیه ؟؟؟

فاطمه سه‌شنبه 2 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 06:42 ب.ظ

سلام بانو...

بفرمایید اینم لینک دانلود آهنگ:

http://s3.picofile.com/file/7380690963/Track_01.mp3.html

سپاس بانوی مهربان

Nima چهارشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 06:57 ق.ظ

nice text



tnx

فرزاد جمعه 5 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 04:32 ب.ظ http://jalebtarinha.blogsky.com/

مرسی
قشنگ بود



خواهش

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد